اخبار > روش فهم شعر حافظ


  چاپ        ارسال به دوست

روش فهم شعر حافظ

دکتر محمد غفرانی جهرمی

عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز

شعر حافظ را-مانند شعر شاعران دیگر-به سادگی بخوانید. به راحتی.به‏طور طبیعی.همراه با آرامش عقلی و احساسی.مانند کسی نباشید که تک‏تک کلمات بیت را زیرورو می‏کند و به هم‏ می‏ریزد تا به کشفی از پیش توهّم شده نایل شود.

«چراغ دانش»ی که نابه‏جا به‏کار رود،خاموش باشد بهتر است؛ و علم نابجا از جهل بدتر.

درست است که حافظ شاعر ساحر افسون کاری‏ست،امّا این، الزاما،بدان معنا نیست که حافظ لب نمی‏گشاید و قلم بر کاغذ نمی‏نهد،مگر آن‏که حتما سحری در کار کند.

نه هنگام خوردن غذا لقمه را دور سر خود بگردانید،نه هنگام‏ خواندن شعر حافظ کلمات را از معنای طبیعی و اولیه‏ی خود- بی‏دلیل-محروم کنید،و برای کشف معنیهای شگفت،عجیب و غریب و پر زرق و برق،به رابطه‏های سست و زورکی بین کلمات‏ بچسبد و دل‏خوش کنید.

هربار که غزلی از حافظ می‏خوانید،در شعر او به سفری‏ عقلانی/احساسی می‏روید که مقصد شما فهم صحیح سخن اوست. در این سفر،وادی به وادی،منازل مشخص زیر را به ترتیب پس از توقفی الزامی پشت‏سر می‏گذارید:1-فهم صحیح معنی تک‏تک‏ کلمات؛21-فهمصحیح رابطه‏ی بین هر دو کلمه(دور یا نزدیک)؛ 3-فهم صحیح ساختار دستوری هر جمله؛4-فهم صحیح تمام‏ ابیات حافظ در یک غزل و رابطه‏ی آن ابیات باهم؛62-فهم صحیح‏ کل سخن/گفتار حافظ در یک غزل.و این منزل،مقصد شماستفهم صحیح سخن حافظ.هرگاه این کار را در مورد تک‏تک‏ غزل‏های حافظ انجام دهید،به فهم کامل می‏رسید:چیزی که در خور نوعی انسان کامل است.

بر شما باد که همیشه بر جاده برانید،نه اینکه گاه‏گاه-به لفظ خودتان-در خاکی برانید؛یا دنده‏ی هوایی بزنید!نه در کلوخهای‏ شیاری‏3بد خواندن(:بی‏توجهی به معنی کلمات)،نه در میان‏ ابرهای آسمان توهم(:فرار از کلمات)،فهم صحیح صید نخواهد شد.

درست است که یکی از مشخصه‏های همه‏ی مردان بزرگ، مخالفت آنهاست با نظریه‏ی ناصحیح«بزرگان»ی که،به نوعی، قبول عام یافته‏اند و جوّ را تسخیر کرده‏اند.اما بدانید که با هر مخالفت کردنی نمی‏توان بزرگ شد.و الاّ فرمول«خالف تعرف»دوای‏ درد خیلی از دردمندان بود.بدانید که انسان بزرگ،چون به آن‏ «کف»ها دل خوش نمی‏کند،تمام‏وقت و انرژی خود را متمرکز می‏کند بر اینکه چه چیز درست است،و چه چیز نادرست. وقتی چیزی نادرست بود،حتی اگر جهان را تسخیر کرده باشد، بطلان آن را اعلام می‏کند؛نه از«بزرگان»«نظریه‏پرداز»حساب‏ می‏برد،نه از میلیونها مقلّد و پیرو آنها:یعنی جوّ تسخیر شده.

به استاد شفیعی کدکنی بنگرید در«شکار معانی در صحرای‏ بی‏معنی»4؛که به سادگی لوی اشتروس و یاکوبسون را رد کرده‏ است.در حالی‏که این‏ها قبله و قطب لا اقل چند صد هزار کتاب‏خوان و کتاب‏نویس‏اند در وطن ما؛و در یک-دو دهه‏ی اخیر دهها کتاب در اشاعه‏ی نظر آنها ترجمه و منتشر شده،و بیش از اینهاست مقالات و نوشته‏ها در جراید و مجلات.و بین همتایان،اوست که می‏تواند این‏ کار را بکند؛چون بیش از این فیلسوفان فرنگی قرن بیستمی‏ می‏داند.و دانستن گناه نیست.

حال اگر«استاد»/دانشجویی با خود بگوید:من هم برای آنکه‏ بزرگ و مشهور شوم،همان را رد می‏کنم که شفیعی کدکنی قبول‏ دارد:من هم می‏گویم ویتگنشتاین بد است؛مگرچه فرق‏ می‏کند؟!...

بحث در فهم معنای صحیح بیت

به دور لاله دماغ مرا علاج کنید گر از میانه‏ی بزم طرب کناه کنم

*بیت ساده است و معنای آن‏ روشن و واضح:در فصل بهار،و هنگام روییدن گل لاله،اگر من بزم‏ طرب و شادی را ترک کنم،معلوم می‏شود عقلم کم شده است. علاجم کنید.

دوستان،در مخالفت با معنای طبیعی،صمیمی،ساده و سرراست‏ بیت،چیزی‏5نوشته‏اند(و با شور و حرارت قرائت کرده‏اند)،که‏ اشتباه است.و این دو دوست دانشجو در این اشتباه و بدفهمی تنها نیستند.تجربه نشان می‏دهد که درصد بالایی از هر جمع دانشجویی، به همین اشتباه دچار است و این‏گونه بد فهمیدن حافظ و غلط معنی کردن آن،منحصر به جمع دانشجویان هم نیست،بلکه انواع‏ این‏گونه اشتباهات شایع است‏6و اگر نبود که همه‏ی این‏ها مانع فهم‏ صحیح شعر است،لزومی نداشت که این مشکل را در این‏جا مطرح‏ کنم و با شما در میان بگذارم.

در حالی‏که تا این لحظه،کماکان،هنوز،بر من واضح است که‏ در این بیت«دور»یعنی«فصل و موسم»و«لاله»یعنی«گل لاله» و«دور لاله»یعنی«موسم گل لاله»(-فصل بهار)و شاید جای‏ شکی نباشد،7دوستان در توضیح تحمیلی خود نوشته‏اند:«ترکیب‏ «به دور لاله»ایهام کاملا واضحی دارد(به دو معنی:1-موسم‏ روییدن لاله(بهار)؛2-با گردش جام لاله مانند).دو کلمه‏ی«دور» و«لاله»در دیوان حافظ از کلمات ایهام‏برانگیزند که حافظ در ساختن تصاویر ایهامی‏[]از آنان مدد جسته است

هن من می‏گوید:«دور لاله»،نه تنها«ایهام کاملا واضح» ندارد،بلکه ایهام ندارد.8«لاله»در ساختار این مصرع،فقط به معنی‏ «گل لاله»است و استعاره برای«جام لاله مانند»نیست.وقتی کلمه‏ دو معنی نداشته باشد(یکی دور و یکی نزدیک...،یا حد اقل یکی‏ معنای قاموسی خود کلمه و یکی استعاره‏ی روشن برای کلمه/ کلماتی دیگر)9ایهام وجود ندارد.

معلوم است که محور اصلی بحثی که بر سر معنای بیت ایجاد کرده‏اند،دو کلمه‏ی«دور»و«لاله»است؛و مرکز اصلی تولید معنای«دور لاله»در حقیقت کلمه‏ی«لاله»است.یعنی معنای‏ کلمه‏ی«لاله»است که تکلیف معنای«دور»را تعیین می‏کند.

بد فهمیدن معنای همین کلمه‏ی«لاله»-که حاصل‏ اجازه‏یی‏ست که به آن‏ها داده‏اند تا در هر شعری«هر معنی که‏ خواستند برگزینند»!-موجب گمراهی دو دوست دانشجوی ما شده‏ است:چون‏که در تلاش برای قبولاندن معنایی بیگانه برای بیت‏ فوق،به راهی رفته‏اند که بیراهه در بیراهه است.بیت بالا را غریب و غلط معنی کرده‏اند،آن‏گاه برای به کرسی نشاندن آن معنای غلط،از چهار بیت دیگر حافظ کمک گرفته‏اند که ارکان تک‏تک آن ابیات را هم غلط فهمیده‏اند!

اولین بیتی که به شهادت آورده‏اند،بیت زیر است:

ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می‏ طامات تا به چند و خرافات تا به کی

که آن را با دو جمله‏ی ناصحیح(یکی قبل از بیت و یکی بعد از آن) همراهی کرده‏اند.

ذوق و ذهن من می‏گوید که در این بیت،«قدح لاله پر از می‏ شد»یعنی

«گل لاله‏ی قدحْ مانند شکفته شد- گویی پر از می‏شد که‏ شکوفا شد- مست و شاد و شادی‏افزا شد

10«لاله»را به«قدح» تشبیه کرده است،نه«قدح»را به«لاله»،آن‏طور که دوستان‏ فهمیده و نوشته‏اند:«حافظ«لاله»را مشبه به قدح قرار داده است.» این جمله‏ی آن‏ها نادرست است و نتیجه‏ی نشناختن تشبیه.

جمله‏ی دیگر آن‏ها هم که نوشته‏اند:«ایهام در کلمه‏ی لاله که‏ با توجه به قدح،ابتدا معنی قدح لاله مانند به ذهن می‏رسد»،باز نادرست است.چون در این بیت ایهامی در کار نیست.ایهام این‏ نیست که کلمه دو معنی داشته باشد،یکی صحیح و یکی غلط!و هر خواننده‏یی که هر دو معنی به ذهنش آمد بارک اللّه به ذهنش!در این‏ بیت«قدح لاله مانند»به ذهن خواننده‏ی عادی آرام بی‏دغدغه‏ نمی‏رسد.شایسته است دانشجو صرفا طالب علم باشد:معنی کلمه را هرطور دلش خواست عوض نکند و تلاش کند مشبه را از مشبه به‏ تشخیص دهد.در غیر این‏صورت،از تشبیه ساده چه می‏داند؟تا چه‏ به دیگر صور خیال و علم بیان.و این،همان نرسیدن است‏ حتی به منزل اول و دوم:نرسیدن به 1-فهم صحیح معنی تک‏تک‏ کلمات و2-فهم صحیح رابطه‏ی بین دو کلمه.و تازه،نه«لاله‏ی‏ قدح مانند»صحیح این بیت،و نه«قدح لاله مانند»غلط در این بیت، هیچ‏کدام به درد«لاله»ی تنهای بیت مورد بحث نمی‏خورد.11

در اصرار بر این‏که:هرکس با دیدن«به دور لاله»در ابتدای‏ بیت مورد بحث،معنای«با گردش جام لاله مانند»به ذهنش بیاید، «حافظانه‏تر»و«هنری‏تر»می‏فهمد(چون‏که«لاله»در«دور لاله» استعاره است«جام لاله مانند»!)،دو بیت زیر را به عنوان شاهد دوم‏ و سوم آورده‏اند:

ز شوق نرگس مست بلند بالایی‏ چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم‏ چو لاله در قدحم ریز ساقیا می‏و مشک‏ که نقش خال نگارم نمی‏رود ز ضمیر

و هر دو بیت را شاهد«تشبیه لاله به قدح»گرفته‏اند.در حالی‏که هر دو را غلط فهمیده‏اند.چون:در هر دو بیت،اتفاقا شاعر قدح را به لاله تشبیه کرده؛نه آن‏طور که تصریح کرده‏اند،لاله‏ را به قدح.در شاهد دوم می‏گوید:«با قدح چون لاله،بر لب جوی‏ افتاده‏ام»؛12یا با خوانشی دیگر:«مثل گل لاله،قدح به دست،بر لب‏ جوی افتاده‏ام»؛13و در شاهد سوم می‏گوید:«در قدح چون لاله‏ام می‏ و مشک بریز»14و هیچ‏کدام از این«لاله/قدح»ها هم ربطی به‏ آن«لاله»ی تنهای ما ندارد.یعنی این تشبیهات،مجوزی برای‏ استعاره نیست.

چهارمین شاهدی که برای قبولاندن«آن معنی»برای بیت‏ مورد بحث آورده‏اند،بیت زیر است:

ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی‏ که رنج خاطرم از جور دور گردون است

این‏بار شاهد برای این‏که حافظ[همیشه‏]به ایهام کلمه‏ی‏ «دور»توجه دارد،گویی می‏خواهند به غافلان هشدار دهند که دو معنی کی کلمه را دانستن«شاخ فیل شکستن»ی است که محال‏ است حافظ همیشه هنرباز،هر دو معنی را همواره در نظر نگیرد و ایهامی نسازد.بنده می‏گویم:مسلّم است که حافظ اتهام چنین‏ تصنّعی و چنین اجبار غیر شاعرانه‏یی را نمی‏پذیرد و دانشجو و استاد باید بدانند که مورد به مورد در کجاها حافظ به‏طور طبیعی این کار کرده است و کجاها نه،کجاها خدای ناکرده یادش رفته هر دو معنی‏ را در نظر داشته باشد تا دانشجو/خواننده‏ی خلاّق کمکش کند و شعرش را«حافظانه‏تر»و«هنری‏تر»بفهمد!آخر اگر دانشجوی‏ خلاّق نتواند شعر حافظ را«حافظانه‏تر»و«هنری‏تر»از خود حافظ بخواند و بفهمد،تکلیف هرمنیوووتیک و«مرگ مؤلف»و مرگ‏ حافظ و زنده شدن خواننده‏ی خلاّق شعر حافظ چه می‏شود؟!

من که لیاقت آن را ندارم که رؤیای کف زدن مخاطبان کثیر لحظاتم را سرشار از طرب و تبسم کند،چه‏طور ممکن است متوجه‏ شوم این توصیه‏ی علمی!بسیار صحیح!و مهم و اساسی را که: «وقتی می‏بینی اشعر الشعرا حافظ هنرباز،در این شاهد چهارم،با توان‏ شعری عظیم،دو«دور»آورده با دو معنی متفاوت،چرا نمی‏پذیری‏ که هرجا هم که یک«دور»بیاورد،محال است به هر دو معنی نظر نداشته باشد.»(!)

و من بی‏اعتنا به ژورنالیسم،در این لحظه،باز هم مطمئنم که‏ این دو«دور»شاهد چهارم،ربطی به آن یک«دور»بیت مورد بحث‏ ندارد.و اتفاقا هیچ‏کدام از این سه«دور»ربطی به ایهام ندارد!

-بیت مورد بحث:

به دور لاله دماغ مرا علاج کنید گر از میانه‏ی بزم طرب کناره کنم

-شاهد چهارم:

ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی‏ که رنج خاطرم از جور دور گردون است

من که دوست دارم بتوانم به توصیه‏ ی خودم گوش کنم و شعر حافظ را-و هر شعر ناب دیگری را-به سادگی،به راحتی،به ‏طور


١٠:٤٢ - 1391/03/07    /    شماره : ١٨٥٩٩    /    تعداد نمایش : ٤١١٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





کلیه حقوق برای دانشگاه مجازی المصطفی(ص) محفوظ است.