بلاغت

«بلاغت»

مطالبي را كه تاكنون ياد گرفته‌ايد مي‌توان آنها را در دو بخش خلاصه كرد:

1- علم‌ صرف: دانشي است كه درباره ی ساختمان ظاهري كلمه پيش از ورود به جمله بحث مي‌كند، يعني موضوع صرف تغيير كلمه‌ به صورتهاي مختلف جهت إِفاده معناي مورد نظر است به عبارت ديگر علم صرف درباره‌ي شناسنامه‌ شخصي خود كلمه بدون توجه به نقش آن در جمله سخن مي‌گويد.

2- علم‌ نحو:دانشي است كه درباره‌ي حالت و موقعيت كلمه پس از ورود به جمله بحث مي‌كند.

علم بلاغت

 

اكنون مي‌خواهيم شما را با بخش ديگري به نام «علم بلاغت» آشنا كنيم، زيرا با آشنايي به علم بلاغت مي‌توان به ظرايف و دقايق كلام پي برد و زيبايي‌هاي آن را حس‌ نمود و از سوي ديگر اين امكان را بدست آورد كه كلام متناسب با شرايط و موقعيت مخاطب استفاده نمود زيرا كه نه همه مخاطبان يكسان هستند نه مقام سخن، به همين جهت است كه گفته‌اند «لِكُلِّ مقام مقال»

 علم معانی  علم بديع   علم بيان

 

علم معاني:معاني در لغت جمع معنيّ بر وزن مفعول مي‌باشد كه اسم‌ مفعول از مصدر عِناية به معني «قصد‌ شده» است و نيز جمع مَعْنَی بر وزن مَفْعَل» به معني «مقصد». و در اصطلاح علماي اين فن، نام علمي است داراي اصول و قواعدي كه رعايت آنها به متكلم‌ و يا نويسنده امكان‌ مي‌دهد:

الف) احوال گوناگون مخاطبان را باز شناسد و از مقام و موقعيتهاي مختلف آگاه شود؛

ب) كلام خود را منطبق و متناسب با آن احوال و موقعيتهاي متفاوت ايراد كند.

درباره‌ موضوع علم معاني بايد گفت كه موضوع هر علمي مطالبي است كه مسائل آن علم را مورد بحث قرار مي‌دهد. به بيان ديگر موضوع هر علم، محوري است كه مسائل آن علم پيرامون آن می چرخد، مثلاً مسائل علم پزشكي درباره‌ي بدن انسان و عارضه‌هاي آن است از اين رو بدن انسان موضوع علم پزشكي باشد. موضوع علم معاني نيز‌الفاظ (كلمه‌و كلام) است و در اينجا الفاظ عربي.

و يكي از مطالبي كه در علم معاني مطرح مي‌شود، مبحث تاكيد كلام است.

 

كلام خبري:

كلام خبري با توجه به حالت اعتقادي مخاطب، يعني خالي الذهن بودن، ترديد و يا انكار به سه قسمت تقسيم مي‌شود:

1. كلام ابتدايي:

كلام را آنگاه ابتدايي مي‌نامند كه مخاطب نسبت به مضمون آن خالي الذهن است، به اين معني كه نسبت به محتواي كلام ترديد ندارد و منكر آن نيست بلكه آن را قبول می کند و به آن معتقد است، كلام ابتدايي از هرگونه تاكيد عاري است و به صورت ساده‌القا مي‌شود، مانند نَحَجَ عَلِيٌّ في الامتحانِ

2. كلام‌ طلبي:

كلام را آنگاه طلبي مي‌نامند كه مخاطب از مضمون آن آگاه است ولي در قبول ورّد آن مرّدد مي‌باشد. در اين‌گونه موارد بهتر است كه متكلم، كلام خويش را با يك ادات تاكيد مؤكّد سازد قَدْ نَحَجَ الطُلّابُ في امتحانِهم

3. كلام انكاري:

كلام را آنگاه انكاري مي‌نامند كه مخاطب آن منكر مضمون و محتواي كلام باشد. چنين كلامي  بايد به چند ادات از ادوات تاكيد مؤكّد گردد؛ مانند:" إِنَّ الانسان لفي خُسرِ" يكي از قواعد علم معاني آن است كه هرگاه مخاطب نسبت به مضمون كلام حالت انكار يا ترديد داشته باشد، بايد كلام را با ادوات تاكيد ايراد كرد.

ادوات تاكيد كلماتي هستند كه به يكي از اجزاي كلام مي‌پيوندند و نسبت مسند به مسنداليه را حتمي‌تر و استوارتر مي‌سازند. ادوات تأكيد در زبان عربي عبارتند از:

1- تكرار (تاكيد لفظي)  الطريقُ مخوفٌ مخوفٌ

2- تاكيد معنوي  نَجَحُ التلاميذُ كُلُّهُمْ

3- ضمير فصل  واللَّهُ هُوَ الغنّيُ الحميدُ

4- تقديم ماحقّهُ تأخير

الف) تقديم مفعول‌به  ايّاك نعبد

ب) تقديم جارومجرور  عَلَي اللهِ فليتوكّلِ المُؤمنون

5- لام ابتداء: إِنَّكَ لَعَلَی خُلُقٍ عظيمٍ

6- إِنّما: إِنّما المومنون إِخْوَةٌ

7- مفعول مطلق تاكيدي : و رَتَّلِ القرآن ترتيلاً

8- صيغه مبالغه : إِنّ النفس لَأمّارةٌ بالسُّوء

9- إِنّ : إِنَّكَ نَجَحْتَ

10- ألا (آگاه باش) :ألا بِذكر الله تَطْمَئَنُّ القُلُوب

11- قَدْ (برسر فعل ماضي): قَدْ رَسَبَ الطالِبُ

12- انواع قسم :  وَالعَصّرِ

13- نون تأكيد ثقيلة و خفيفه:  لَأَذْهَبَنَّ -لَأَذهبَن

14- جمله اسميه:  زيدٌ كاتِبٌ

علم بيان

اصول و قواعدي است كه به واسطه ی آن مي‌آموزيم كه چگونه مي‌توان يك مفهوم ر به شيوه‌هاي مختلف بيان كرد.

يكي از موضوعات علم بيان تشبيه است.

تشبيه:هرگاه چيزي با چيز ديگري در يك يا چند صفت همانند باشد براي انتقال سريع‌تر مفهوم آن به مخاطب از اسلوب تشبيه استفاده مي‌شود.

القرآن كالنور في الهداية

تشبيه داراي چهارركن است:

1- مشبه: همان چيزي است كه مي‌خواهيم آن رادریک یا چند صفت به چیز دیگری تشبیه کنیم  مانند: القرآن

2- مشبه‌به: آن چيزي است كه مشبه به آن تشبیه مي‌شود، مانند: النور

اين دو ركن طرفهاي تشبيه ناميده مي‌شوند.

3- اداة تشبيه: لفظي است كه دلالت بر تشبيه مي‌كند و ميان مشبه و مشبه‌به ارتباط برقرار مي‌كند. ادوات تشبيه يا :

             1- حرف است: ك، كَأَنّ

المُغَنيُّ كالبلبل

كَاُنَّ اللّسانَ سيفٌ

            2- اسم است: مثل، شبيه، نظير، مُحاكٍ

هُوَ مثِل البدر حُسناً أو شبيه البدر

هُو نظير حاتم كَرَماً

هو محاكٍ للقطار سرعةً

           3- فعل: أشبه، شابه، ماثل ـ حاكي ....

الطفلُ أشَبِهَ العصفر أوشابه العصفور

           4- وجه شبه: وصف مشترك ميان دو طرف تشبيه (مشبه، مشبه‌به) است و در مشبه به قوي‌تر و واضح‌تر است مانند: في الهداية

اقسام تشبيه:

1 ) تشبيه تام الأركان: تشبيهي است كه در آن اركان چهارگانه تشبيه ذكر شده باشد، مانند المعلم كالأب في التضحية

2) تشبيه مرسل: آن است كه اداة تشبيه در آن ذكر شده باشد مانند:

العِلْمُ مِثلُ المصباح

3) تشبيه مؤكّد: تشبيهي است كه در آن اداة تشبيه حذف شده است،

العلم مصباحٌ في الهداية

4) تشبيه مفصل: تشبيهي است كه در آن «وجه‌شبه» ذكر شده باشد.

العِلْمُ مصباحٌ‌ في‌الهداية

5) تشبيه مجمل: تشبيهي است كه در آن وجه شبه حذف شده باشد:

العِلْمُ مثل المصباح

6) تشبيه بليغ: تشبيهي است كه در آن وجه شبه و اداة تشبيه با هم حذف شده باشند مانند

العِلْمُ مصباحٌ

نكته:هرگاه خبر مفرد جامد باشد معمولاً تشبيه بليغ است.

القناعة كنز/ الدُّنيا بيت

علم بديع:

شيوه‌هاي زيباساختن كلام و تحسين آن را بديع مي‌گويند كه برخي مربوط به لفظ و برخي مربوط به معنی

الف) محسنات لفظي: 1- جناس                                         2- سجع

جناس:هماهنگي و مجانست ميان حروف دو كلمه است كه هريك معناي خاص دارد.

يوم تقوم السّاعة يُقْسّمُ المجرمون مالَبِثُوا غير ساعة

دو نوع است:

 1- جناس تام: هرگاه دو كلمه در عدد، حركت و نوع و ترتيب حروف مثل هم مي‌باشند تام است.

عَضَّنا الدَّهْرُ بنابه                                          لَيْتَ ماحَلَّ بنابه

2- جناس ناقص: هرگاه دو كلمه در عدد، حركت و نوع و ترتيب حروف فرق كند، جناس ناقص است

وجوهٌ يومئذِ ناضِرة        اِلي رَبّها ناظِرة

سجع:

هماهنگي و توافق كلمات آخر جمله در حرف يا حروف يكسان است.

إِنّا أعْطَيْناكَ الكَوْثر، فَصَلِّ لِرَبِّكَ و آنْحَرْ إِنَّ شانِئكَ هو الأبتر

ب) محسنات معنوي: طباق

طباق: بكارگيري كلمات متضاد است، مانند:

هُو الأوّل و الآخِرُ

جاءَ الحَقّ و زهَقَ الباطِلُ

 

سوالات:

1-  عیِّن التشبیه غیر البلیغ :

1) الشُّکر زینه الغِنی                                   2)کَأنَّ الربیع بسمه الأزهار

3)الکتابُ صدیق یُرشِدُکَ نحو النُّور                 4) العلماءُ سراجُ الأُمّة یُنیرُ الطّریقَ

2- عیِّن مالَیسَ فیه الطّباق :

1) لا بُدَّ مِن عَزم یُوخَذُ بالحَزم                         2)اعلم أنّ الحَسَنات تُذهِب السَیئات

3) علیک بتدبیر آخرتک کما دبّرت دیناک  4) علی الانسان أن یختار النّور علی الظلام

3-عیِّن الصحیح فی نوع التشبیه :

1) کأنّ العلماء المسلمین ملاذ و مأوی للمستضعفین ! :موکّد

2)من لا صدیق له کالمجاهد فی الهیجاء بلاسلاح! :مجمل

3) الاُمّ مدرسهٌ فی تربیه الأجیال القادمه: مجمل

4) المعلم ینبوع البیان طراوهً و عذوبهً ! : بلیغ

4- عیِّن ما فیه المحسّنات المعنویه (فی البدیع) :

1) علیک بعزم یُوخذ بالحزم!                           2)إن عدت اِلی الندم قدماً تخلَّصت !

3) إنّ الدّنیا وراءَک و الآخره أمامک               4)ایّها الانسان! احفظ اللِّسان من الکِذب !

5- عین الجناس الناقص فی الحرف فقط :

1)أعبدوا اللّه رغبهً لارَهبهً                                2) من نمّ الیک نمّ علیک!

3.شمس الفَلَک کتاجِ المَلِک                               4) شرف الغِنی بترک المُنَی

6- عیِّن ما فیه أکثر من طباق واحد:

1) إنّ الدّنیا و الاخرة عدوّان مختلفان                 2) فمَن أحبَّ الدّنیا أبغض الاخرة

3) و هما بمنزلة المشرق و المغرب               4) کُلّما قَرُبت من واحد بعدت من الآخر

7- عیّن ما لیس فیه من الصِّناعات البلاغیه :

1) عندما یصل البلاء اِلی شدّته یأتی الرّخاء!          2)لاتُصلح دنیاک بترک دینک!

3) یمکن أنّک تعیش حرّا و انت أسیر عَدُوّک !      4) اللّه الصمد ، لم یلد و لم یولد !

8- عیِّن ما لیس فیه التوکید :

1) یتقدّم المجتهد   2) التقدّم یُحرزُ بالاجتهاد 

 3) المتقدم هوالمجتهد 4)انّ التقدّم فی الاجتهاد

9- عیّن ما فیه تاکید أکثر :

1) نرید التوفیق من الله و ایّاه نستعین       2)إنّما یخشی الله من عباده العلماء

3) إِنّ یوم الفصل هو میقاتُهم أجمعین        4) العلماء هم الّذین یساعدون النّاس فی الحیاه

10- عیِّن الجناس :

1) الدّنیا وراءک و الأخری اُمامک       2) الهی حقّق فیک أملی و اختم بالخیر عملی

3) اللهمّ ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه  4)الصبر من الرّحمان و العجله من الشیطان

کلیه حقوق برای دانشگاه مجازی المصطفی(ص) محفوظ است.