آوا شناسی

 

آواشناسی زبان فارسی

وقتی با کلمه آواشناسی روبرو می شویم مراحل تولید اصوات در ذهن ما تداعی می شود و عقیده اکثر افراد بر این است که آواشناسی علمی است که چگونگی تولید اصوات را بررسی می کند .ولی آیا فقط با تولید اصوات رابطه زبانی بین سخنگو ومخاطب برقرار می شود؟ قطعا چنین نیست .اگر ما سخن بگوییم بدون اینکه مخاطب ما سخنانمان را بفهمد ارتباط زبانی برقرار نشده است .بنابراین اگرچه اولین مرحله در برقراری ارتباط تولید صوت توسط سخنگوست اما برای برقراری ارتباط زبانی کافی نیست .قبل از اینکه سخنگو شروع به صحبت کند تصمیم می گیرد که چه بگوید و این مغز است که پیغام تولید صوت را بر اساس آنچه سخنگو در نظر دارد به اندام های تولید صوت می رساند .پس از رسیدن این پیام ،اندام های صوتی شروع به تولید صوت برای رساندن منظورومفهومی خاص می کنند .این اصوات امواج صوتی هستند که توسط هوا در فضا جا به جا می شوند و به گوش مخاطب یا مخاطبین می رسند بنابراین بین سخنگوومخاطب ،اصوات به صورت امواج صوتی منتقل می شوند. این امواج به گوش مخاطب رسیده وپیغام های عصبی تولید می کند که به مغز می رود و در مغز تجزیه وتحلیل می شود و منظور سخنگو بهمخاطب می رسد .بنابراین ،آواشناسی مطالعه صداهای گفتار است ومطالعه تولید ،ذات فیزیکی و درک صداها.بنابراین ،آواشناسی شامل سه بخش می شود :

1.  آواشناسی تولیدی

2.  آواشناسی آکوستیک

3.  آواشناسی شنیداری

آواشناسی با جنبه های فیزیکی و فیزیولوژیکی گفتار سر و کار دارد و حیطه ای گسترده است که با علوم دیگر نیز در ارتباط می باشد .مثلا در بحث در باره آواشناسی تولیدی باید با ساختمان دستگاه گفتاری انسان آشنا باشیم که از این منظر ،آواشناسی با زیست شناسی و پزشکی ارتباط می یابد.در آواشناسی آکوستیک که بررسی امواج صوتی است ،با فیزیک و ریاضی مرتبط می شویم و در آواشناسی شنیداری در حیطه زیست شناسی ،پزشکی ،روان شناسی ،عصب شناسی و... وارد می شویم .بنابراین ،آواشناسیعلمی است که ارتباط تنگاتنگ با علوم دیگر برقرار می کند .اما به جنبه تولیدی آواشناسی به این دلیل بیشتر پرداخته شده است که ملموس تر می باشد ولی در این میان آواشناسی آکوستیک از شاخه ها یی است که تا حدودی ناشناخته مانده است اگر چه تحقیقاتو بررسی های زیادی از طرف زبانشناسان و غیر زبانشناسان بر روی آن انجام شده است .شاید این امر بدین خاطر باشد که آواشناسی آکوستیک تا حدودی ناملموس است وقابل مشاهده نیست .

 

صوت/صدا

از برخورد دو یا چند جسم با یکدیگر و جابجائی مولکولهای هوا در نتیجه این برخورد، "صوت" ایجاد می شود. آن دسته از صداها که توسط اندامهای گفتاری بشر تولید می شوند، صداهای زبانی  یا  " آوا "  نام دارند.

   مثال)     ]   . . . .  ,   p , b ,  a [

اما، در بین آواها نیز ، هر زبان مجموعه ای را به عنوان آواهای نقش دار که به خودی خود  معنا ندارند، لیکن باعث  ایجاد تمایز معنایی می شوند را به کار می برد که آنها را اصطلاحاً  " واج "  نامند.

در نهایت زبانشناسان به الفبایی قراردادی به نام  ((الفبای بین المللی آوانگار)) دست یازیدند  که به راحتی و به طور یکسان بتوان تمامی زبانهای دنیا را بررسی کرد؛  که البته تعداد نشانه ها در این الفبا، بسیار است.

 

مطالعات آواشناسی

همان طور که گفتیم آواشناسی، علم بررسی آواها (صداهای زبانی) است.

علم آواشناسی، در سه قالب مطرح می شود:

1-    آواشناسی شنیداری

2-   آواشناسی فیزیکی

3-  آواشناسی تولیدی

 

آواشناسی شنیداری- به درک آواهای گفتاری از طریق گوش مربوط می شود.

آواشناسی فیزیکی- با خصوصیتهای مادی یا فیزیکی گفتار به عنوان امواج صوتی د ر هوا، سروکار دارد. (از جمله فرکانس صداهای خاص د ربین افراد مختلف)

آواشناسی تولیدی- به مطالعه نحوه ایجاد یا تولید آواهای گفتاری می پردازد.

 

 صداهای ریوی :

به علت سهولت تولید، اکثر صداهای زبانی با بازدم تولید می شوند. البته در برخی زبانها - مانند بعضی زبانهای افریقائی- آواهایی وجود دارند که اصطلاحاً "درون سو" نامند و با دم تولید می شوند؛ مانند «نچ» و «بوسه».

حال آنکه آواهایی که با بازدم تولید می شوند ،"برون سو" نامند. بیش از 90 درصد آواهای زبان های بشری برون سو هستند. در هر صورت آواهای زبان چه درون سو باشند و چه برون سو، منبع تأمین هوا در آنها ریه است، پس "صداهای ریوی" هستند.

 

 حنجره :

هوای خروجی بازدم را تنظیم کرده و در برخی موارد به آن یک ویژگی خاص می افزایند که "واک" نام دارد.

در حنجره " تارهای صوتی" قرار دارند. این تارها دو ماهیچه اند که از اطراف به دیواره حنجره متصلند.  نقش عمده آنها، ایجاد واک یا  ارتعاش بر جریان هوای خروجی بازدم می باشد.

به این ترتیب، آواهایی مانند  [l]، [z] ، [g]  و ....  که هنگام تولیدشان تارهای صوتی مرتعش می شوند  را "واکدار" و آواهایی از قبیل [f] ،[s] ،[p]  و ...  که هنگام تولیدشان تارهای صوتی مرتعش نمی شوند، "بی واک" نامند.

 

چاکنای :

به فضای درون حنجره ، بین تارهای صوتی "چاکنای" گویند.

 آوای [h] چاکنایی است

 

 برش زنجیره ی گفتار

همان طور که می دانیم گفتار یک پدیده ی پیوسته است. با این وجود هر گوینده ای از گفتار خود تصوری زنجیروار دارد که در آن گویی آواهای منقطع و بریده شده به هم بافته شده اند. اگرچه این تصور از دیدگاه آواشناسی با واقعیت یکی نیست، اما خود آواشناسان نیز برای این که بتوانند به توصیف آواهای زبان بپردازند مجبورند زنجیره ی یکپارچه ی گفتار را برش زده و به واحدهای کوچک تر تقسیم کنند تا بتوانند آن ها را توصیف نمایند.

با این برش، واحدهای زنجیری را بر اساس طرز تولید و طبیعت آوایی شان به دو دسته همخوان(صامت)  و واکه(مصوّت) تقسیم می کنیم.

 

ویژگی ممتاز مصوّت های فارسی

1- میزان افراشتگی زبان

افراشته : ] u , i [  

میانه  :   ] o , e [

افتاده :   ] a , æ [

 2- موضع محرک زبان :

  پیشین :   ] æ , e , i [

  پسین  :   ] a , o , u [

 3- حالت  لبها :

 گرد  :     ] a , o , u [

 گسترده : ] æ , e , i [

واکه های باز درمقابل واکه های بسته: تعریفی است قدیمی از واکه ها، که آن را می توان همتای میزان افراشتگی دانست.

بدین معنا که واکه های باز ، همچون واکه های افتاده ، به واکه ای گفته می شود که فاصله  میان سطح زبان و کام ، حداکثر باشد و در اینصورت ، مجرای خروج  بازدم، اصطلاحاً "باز" است (مانند [a] , [æ]) به همین منوال ، واکه های افراشته ( مانند [i] ,[u]) که مجرای خروج هوا به هنگام تولیدشان در تنگترین حالت ممکن قرار دارد ، "واکه های بسته"  نامند.

 

 ویژگی ممتاز صامت های زبان فارسی

1-  واکداری

2-  شیوه تولید

3-  جایگاه تولید

 1- واکداری: بر اساس اینکه هنگام تولید همخوان، تارآواها به لرزه درآیند یا خیر، به دو دسته "واکدار" و "بی واک" تقسیم می شوند.

 

2- شیوه تولید: به چگونگی خروج هوای بازدم به هنگام ایجاد مانع می پردازد. بر این اساس همخوان های فارسی به دسته های ذیل تقسیم بندی می شوند:

 1-2) انسدادی

   جریان هوای خروجی بازدم، بسته به آن صوت خاص، در یک موضع مشخص، دچار حبس تام (گیرش کامل) شده وپس از کسری از  ثانیه مکث ،  با حالت رهش آنی از اندامهای گفتاری خارج می شود. به همین دلیل است که همخوانهای انسدادی ، قابلیت کشش ندارند.

  مانند:    ] q , g , k , d , t , b , p  [

 2-2) سایشی

  آن دسته از همخوانهایی که پس از ایجاد مانع ، با اصطکاک از اندامهای گفتاری خارج می شوند.

مانند:     ] x , h , ž , š , z , s , v , f [

 3-2)  انسدادی-سایشی / انسایشی

  آن دسته از صداهایی که همچون یک همخوان انسدادی ، تولیدشان با گیرش آغاز می شود، ولی پس از مرحله درنگ ، به جای رهش آنی، همچون یک همخوان سایشی، با سایش خارج می شوند.

  مانند: ]   j   , č [

4-2)  خیشومی/غُنّه ای

   آن دسته از همخوانها که هنگام تولیدشان، ملاز پائین آمده و جلوی ورود هوا به حفره دهانی را می گیرد. در اینصورت، مجرای خروج هوا از حفره خیشوم می باشد.

در زبان فارسی ، تنها ] n , m [  دو همخوان خیشومی اند.

5-2)   الف: روان ها

               الف-1  :  کناری  ] l [

               الف-2 :   زنشی   ] r [

        ب :  غلتان ها     ] y ,   w [

 صداهای غلتان ] y ,   w [   می باشند که از این دو تنها  [y] در فارسی نقش واجی دارند.

 3-جایگاه تولید

 اینکه مانع ایجاد شده بر سر جریان هوای خروجی بازدم، در کدام موضع از اندامهای گفتاری قرار می گیرد و چه اندامهایی به یکدیگر برخورد کرده یا نزدیک می شوند.

بر این اساس، داریم :

1-3) دولبی

در فارسی] [m  , b , p،  اما در انگلیسی [w]   نیز به آنها افزوده می شود.

2-3) لبی-دندانی

از برخورد دندانهای بالا با لب پائین، ایجاد می شود.     ] v , f [

3-3) دندانی

در فارسی نداریم ؛ اما در انگلیسی   ] ө [  ( در عربی نیز موجود است)

4-3) دندانی-لثوی   در فارسی] d , t [

5-3) لثوی                ] z , s , n , r , l [

6-3) لثوی- کامی       ] ž  , š  , j  , č  [

7-3) کامی                ] y [

8-3) نرمکامی            [g  ,  k]

9-3) ملازی              ] q , x [

10-3) چاکنایی          h] ,  ? [

 صداهایی که در حنجره با  باز و بسته کردن تارهای صوتی، تولید می شوند.

این دو ، تنها همخوانهای چاکنایی در زبان فارسی اند؛ هر دو بی واک، اما [h]همخوان  سایشی چاکنایی و ]  ?  [  همخوان انسدادی چاکنایی است.

 

کلیه حقوق برای دانشگاه مجازی المصطفی(ص) محفوظ است.